Archive for the ‘نقد و بررسی فیلم’ Category

۱۵+۱ دلیل برای عشق ورزیدن به Dark Knight

آگوست 12, 2008

یکی از سایت های سینمایی چند وقت قبل از اکران فیلم مطلبی نوشت با عنوان « ۱۰ چیزی که درباره ی شوالیه ی تاریکی دوست داشتم » . با توجه به قولی که دادم تحت عنوان این تیتر مطلب خودم را می نویسم و به بررسی امتیاز های مثبت فیلم می پردازم و در آخر با توجه به صحبت های به وجود آمده بررسی می کنیم که آیا Dark Knight بهترین فیلم تاریخ سینماست یا خیر .

۱۵+۱ – تکنیک فوق العاده قوی
همه ی عوامل فنی فیلم بهترین کار خود را ارائه داده اند و یک هماهنگی خوب مجموعه ای استثنایی از تکنیک ، پدید آورده . استادانه بودن فیلمبرداری والی فیستر زمانی مشخص می گردد که صحنه های فوق مشکل تعقیب و گریز را با دوربین IMAX ( که کار با آن به دلایل مختلف من جمله غیر قابل حمل بودن ، مشکل است ) بسیار نرم و یک دست از کار در می آورد . کادر های زیبا و حرکت دوربین او بخصوص هنگام فیلمبرداری از ساختمان های بلند مثال زدنی است . لی اسمیث تدوینگر نیز ، با مهارت بالا از پس ارتباط دادن داستان های مختلف با یکدیگر بر آمده و اوج کارش صحنه ی تعقیب و گریز ماشین هاست . این صحنه همچنین صداگذاری استثنایی فیلم را دوبرابر نمایان می کند چرا که هیچ موسیقی در کل صحنه شنیده نمی شود و فقط صدای اسلحه و موتور ماشین هاست که به صحنه التهاب می بخشد . عدم وجود موسیقی روی این صحنه تعقیب و گریز قطعا مربوط به علاقه ی نولان به ماشین بازی آخر French Connection است و البته به دلیل ساختار مدرن ، Heat مایکل مان را نیز یادآور می شود ( که این هم یکی از منابع الهام نولان برای کل فیلم بوده )
اما اینها برای بی عیب بودن فیلم کافی نیست . موسیقی هنس زیمر و جیمز نیوتن هاوارد یکی دیگر از مهم ترین مواردی است که فیلم را بیش از پیش زیباتر می کند . ۳ کاراکتر محوری فیلم ( بتمن – ژوکر و هاروی دنت ) هر ۳ تم مخصوص به خود را دارند . تم ژوکر هر بار با آن صدای گوش خراش و هشدار دهنده مو را به تن سیخ و همانند زنگ خطری عمل می کند . تم بتمن نیز مشابه فیلم قبلی است و البته خیلی کم استفاده شده تا ابوهت شوالیه را بیشتر کند . تم مخصوص هاروی دنت کاملا مطابق با شخصیتش ساخته شده و نیمی از آن ‌ملایم و آرام و نیم دیگرش ملتهب و سریع است .
و نهایتا بحث جنجال برانگیز جلوه های ویژه و CGI . نولان به طور واضح اعلام کرده که علاقه ای به استفاده از CGI ( یا جلوه های ویژه رایانه ای-گرافیکی ) در کارهایش ندارد . این یکی از عواملی است که فیلم را از صدها اکشن و اقتباس از کامیک دیگر متمایز می کند و به آن ارزش می بخشد . تنها در جایی که نیاز است جلوه های ویژه ی کامپیوتری وارد میدان می شوند و در ۸۰ درصد صحنه های اکشن ، تماما از بدلکار و حقه های دستی استفاده شده ( هر چند گفته می شود طراحی صورت دو چهره کاملا کامپیوتری بوده که واقعا خوب انجام شده ) لجبازی نولان در استفاده از جلوه های ویژه ی کامپیوتری کار را برای طراح صحنه ی همیشگی اش ناتان کرولی سخت تر می کند و البته اجازه ی خلاقیت بیشتری به او می دهد . او نیز از بودجه ی بالای فیلم نهایت استفاده را برده و دکور هایی زیبا و صحنه هایی خوش فرم طراحی کرده است .

15

۱۵ – بازی بازیگران
کریستین بیل – هیث لجر – آرون اکارت – مایکل کین – گری اولدمن – مورگان فریمن – مگی گیلنهال و چندین بازیگر دیگر که هر چند نقش های کوچکی در فیلم بر عهده دارند اما آنرا به بهترین نحو اجرا کرده اند . حتی بازیگران نقش های خیلی کوچک سوابق خوبی در تلویزیون دارند و از تجاربشان به بهترین نحو استفاده کرده اند . ویلیام فیچنر در نقش مسول بانک یکی از بهترین حضور های کوتاه فیلم را دارد . حضور کوتاه سیلیان مورفی نیز در نقش قبلی اش ( یعنی مترسک Batman Begins ) جالب است . در کل چیزی که برایم در طول تماشای فیلم جذاب بود ، روان بودن بازی تمامی بازیگران اعم از کوچک و بزرگ بود که مرا بسیار به یاد پدرخوانده انداخت .
از کریستین بیل و هیث لجر که بگذریم ( نیازی به تعریف نمی بینم ! ) آرون اکارت واقعا زیبا بازی می کند . کاملا حرفه ای و هم خوان با نقشش . مایکل کین و مورگان فریمن مثل همیشه خوبند اما گری اولدمن واقعا گل کاشته . در فیلم قبلی هر چند نقش اولدمن واضح تر بود اما مجال زیادی برای نقش آفرینی نداشت . اینجا اما قضیه فرق می کند و بخصوص در قسمت های پایانی فیلم ، شاهد بازی خیلی خوبی از او هستیم . مگی گیلنهال هر چند از کتی هولمز خیلی بهتر ظاهر شده اما تعویض بازیگر نقش چیزیه که من کمی سخت باهاش کنار میام . هر چند اگر به هر فیلم مستقل نگاه کنیم ، مشکل خاصی پیش نمی آید . همچنین نقش باربارا گوردون در فیلم قبلی توسط Ilyssa Fradin ایفا شد ولی در این فیلم ( احتمالا به خاطر حضور بیشترش ) Melinda McGraw به ایفای نقش پرداخت . به شباهت چهره عجیب این دو نفر دقت کنید !!

۱۴

۱۴ – توجه به جزئیات
فیلمی با ۱۸۰ میلیون دلار ساختن و حداقل میزان سوتی داشتن یکی از سخت ترین کارهای ممکن است ! هر چند کریس نولان کارگردان دقیق و منظمی است اما از ایده های سر صحنه هم استقبال می کند و خودش نیز تاکید کرده چندان به استوری بوردی کار کردن اعتقاد ندارد و حتی در صحنه های پرخرج فیلم ، به ابتکار سر صحنه علاقه مند است . به این روش کار کردن امکان گاف را افزایش می دهد ، بخصوص وقتی صحنه شلوغ باشد اما با این وجود در شلوغ ترین صحنه ها نیز جزئیات زیادی را می توان مشاهده کرد که علاوه بر زیبایی و جذابیت بصری ، دقت نظر کارگردان و گروه سازنده را می رساند .

13

۱۳- زمان فیلم
۱۵۲ دقیقه مدت زمان زیادی برای یک فیلم است . اما وقتی ریتم فیلم سریع باشد و تو هم از ثانیه ثانیه اش لذت ببری ، این زمان هم جوابگو نیست . Dark Knight از پس این زمان طولانی برآمده و هر چند برخی آنرا ضعف فیلم می دانند اما یکی از عواملی که فیلم را بزرگ می کند ، همین زمان طولانی است .

12

۱۲- تاثیرات جیمزباندی / کارآگاهی
بدانید یا نه ، کارگردان فیلم یک عشق جیمز باند واقعی است و انگلیسی الاصل بودنش نیز می تواند دلیل خوبی باشد برای اینکه بیش از پیش به این کاراکتر قدیمی و البته داستان های معمایی/پلیسی ( که بخش مهمی از تاریخ ادبیات داستانی انگلستان را تشکیل می دهند ) علاقه مند باشد . تاثیرات این علاقه را در بعضی قسمت های فیلم به وضوح می بینیم . وسایل جدیدی که بتمن استفاده می کند ، سکانس نسبتا طولانی کشف اثر انگشت ، کامپیوتر های داخل Batcave و … لحظات جالبی را در فیلم رقم می زنند که تماشایشان جالب است و البته شما را به یاد فضای فیلم های کارآگاهی / پلیسی می اندازد .

11

۱۱ – مثلث عشقی و بار دراماتیک فیلم
اکثر فیلم های سوپر هیرویی ضربه ی اصلی را از این ناحیه می خورند که علت اصلی اش به توجه بیشتر کارگردان و فیلمنامه نویس به قسمت های اکشن / ماجراجویی بر می گردد . اما نولان که در قسمت قبل هم نشان داد ، صحنه های اکشن تنها بخشی از ماجرای فیلمش را تشکیل می دهند ، و بیشتر علاقه به موشکافی شخصیت بتمن و عشق ها و نفرت هایش دارد ، اینجا نیز توجه به قسمت درام فیلم را فراموش نکرده و با مثلث عشقی هاروی/ریچل/بروس بخش مهمی از فیلم را پیش می برد که خود علت و معلول خیلی از اتفاق های دیگر است .

۱۰

۱۰- حماسه شوالیه
Dark Knight یک فیلم اپیک ( حماسی ) است و تمام فاکتور های اپیک بودن را دارد . می توانیم آنرا روزی روزگاری در گاتهام بخوانیم ! زمان طولانی فیلم که مملو از حوادث و اتفاقات گوناگون است ، شخصیت های متعدد که هر یک به خوبی پرداخت شده اند ، صحنه های پرخرج ، داستان درام ، پیامهای اخلاقی ، بودجه ی بالا و صد البته کیفیت مناسب از عواملی هستند که ما را به دیدن یک فیلم اپیک دعوت می کنند . خصوصیتی که در هیچ یک از فیلمهای پیشین نولان ( حتی بتمن بیگنز ) وجود نداشت و اتفاقات خوبی در کارنامه اش به شمار می رود .

۹

۹ – لوسیوس فاکس و سونار
برخی حوادث داخل فیلم هم به نوبه ی خود ایجاد علاقه می کنند . خوشبختانه نه تنها از رابطه ی دوستانه ی لوسیوس فاکس و بروس وین در این فیلم کم نشده ، بلکه نقش فاکس از قبل نیز پر رنگ تر است . هنوز هم لحظاتی هستند که فاکس لباس های جدیدی را به بروس وین معرفی کند و البته یکی از امکانات جدیدی که در فیلم خواهیم دید سوناری است که به بتمن اجازه می دهد از طریق مخابره با شبکه های تلفنی ، فراسوی چیزها را مشاهده کند . جلوه های ویژه ی این قسمت واقعا عالی کار شده و ترکیب تصاویر واقعی و تصاویر کامپیوتری بسیار بسیار خوب و قابل باور از آب در آمده است . لوسیوس فاکس هم نقشی فراتر از یک طراح لباس برای بتمن دارد که خودتان خواهید دید !

۸

۸ – بت پاد
موتور بتمن که به اقتضای شرایط آنرا می سازد و البته به او امکان بیشتری برای ویراژ دادن می دهد ! این نیز یکی دیگر از عوامل داخلی فیلم است که آن را دوست داشتنی می کند .

۷

۷ – دو چهره
بخش اصلی شخصیت دوچهره به قبل از سوختن صورتش بر می گردد . به وقتی که با بروس وین آشنا می شود و فعالیت های مردم دوستانه انجام می دهد . و حادثه وقتی اتفاق می افتد که بتمن به رغم همه ی تلاشهایش نمی تواند او را نجات دهد . پیوند شخصیت دوچهره با ژوکر ، شیر و خط کردنش ، گریم فوق العاده اش ( هرچند به صورت CGI ) ، و انسانیتی که در او وجود دارد یکی از بخش های مهم فیلم را تشکیل می دهد و حضورش یکی از عوامل مهم در نتیجه گیری فیلم است .

۶

۶ – سکانس های ماندگار
یکی از عوامل موفقیت در هر چیزی ماندگاری است و در سینما ، ماندگاری یک فیلم با صحنه های به یادماندنی اش اتفاق می افتد و شوالیه ی سیاه مملو از این صحنه هاست . هر قسمت فیلم در عین ارتباط با قسمت های دیگر به تنهایی نیز قابل دیدن و لذت بردن است . از صحنه های دزدی بانک در اول فیلم و سپس حضور ژوکر در میان اعضای مافیا گرفته ، تا صحنه ی فوق العاده ی بازجویی و لحظات چشم گیر بازی هیث لجر در سرتاسر فیلم که لحظه لحظه اش به یادماندنی است و هر نفسی که می کشد تا ابد در ذهن جا خوش می کند .

۵

۵ – صحنه های مهیج
انتظار ندارید به تماشای بتمن بروید و با یک فیلم دادگاهی پر دیالوگ مواجه شوید ؟! Dark Knight صحنه های اکشن خیلی خوبی دارد . البته اینگونه نیست که از دیدن تعقیب و گریز و انفجار و مبارزات شخصیت ها با یکدیگر اشباع بشوید و از صداهای بلند سردرد بگیرید ، اما فیلم تهی از این صحنه ها هم نیست و قسمت های بسیار مهیجی هست که ضربان قلبتان را افرایش می دهد . صحنه ی تعقیب و گریز که قبلا به آن اشاره کردم اوج ماجراست و البته صحنه های مربوط به هنک کنگ هم خیلی خوب کار شده .

۴

۴ – چندلایه بودن
بررسی لایه های مختلف یک فیلم تنها دغدغه ی منتقدان شبکه ۴ سیما نیست . چیزی است که حقیقت دارد و گوهر وجود یک فیلم است . به همین دلیل فیلم توانسته نظر مثبت اکثریت قریب به اتفاق منتقدان را جلب کند . Dark Knight جدال قدیمی خیر و شر را به تصویر می کشد اما نتیجه ای جدید و پرمعناتر می گیرد . حوادث روزمره ی دنیای واقعی را در جلد کاراکترهای فیلم به تصویر می کشد و از استفاده نمادین گریزی ندارد . در مورد نتیجه گیری فیلم چندان صحبت نمی کنم چون لودهنده است اما با مفاهیمی همانند آنچه در No Country For Old Men گفته شد ، روبروییم .

۳

۳ – فیلمنامه ی بی نقص
شیرازه ی اصلی یک فیلم فیلمنامه ی آن است و بیشتر ضعف های مربوط به یک فیلم را باید ناشی از فیلمنامه آن دانست . همچنین است نقاط قوت و می توان مهمترین عامل موفقیت را در فیلمنامه های خوب سراغ گرفت . در مجموع نمی گویم فیلم ضعیفی پیدا نمی شود که فیلمنامه خوبی داشته باشد ، اما عکسش ممکن نیست . کریستوفر نولان با همکاری برادرش جاناتان و البته کمک های دیوید گویر فیلمنامه ی چفت و بست داری نوشته و در آن بطور همزمان ( در کل فیلم ) چند داستان را با هم پیش می برد . در اصل یک داستان واحد وجود دارد و شاهد عکس العمل کاراکتر های مختلف به آن هستیم . شخصیت پردازی نولان فوق العاده است . بطوریکه کوچکترین کاراکترها دارای تاریخچه ای هستند که امکان ارتباط با آنها را می دهد . از دیالوگ های هوشمندانه نیز نباید غافل شویم . شخصیت ژوکر اما هیچ تاریخچه و اسم مشخصی ندارد و این خود در خدمت کاراکترپردزای صورت گرفته چرا که او را بسیار هولناکتر جلوه می دهد .

۲

۲ – پختگی کارگردان

کریستوفر نولان را از زمان ممنتو می شناسم و البته بعدها فیلمهای قبلی اش را هم دیدم . فیلم به فیلم او را دنبال کرده ام و روز به روز علاقه و احترامم نسبت به کارها و شخصیتش بیشتر شده . نکته ی مهم درباره ی کریستوفر نولانِ دارک نایت ، تجربه هایی است که از کارهای قبلی کسب کرده و از هر کدام نهایت استفاده را برده . به همین جهت می شود ردی از فیلمهای قبلی اش را نیز مشاهده نمود . چه بیخوابی ، چه پرستیژ و چه شاهکار مستقل ـش ممنتو . هرگز فکر نمی کردم بتواند موفقیت ممنتو را تکرار کند و دوباره به آن سطح بالای نبوغ حاصل از علاقه و پشتکار برسد ، اما با این فیلم نشان داد ظرفیتش بالاتر از اینهاست و بر خلاف خیلی از هم نسلانش که کار را با فیلم های مستقل شروع کردند و در هالیوود دچار ابتذال شدند ،‌ توانایی تطابق با هر سیستمی را دارد .

۱

۱ – ژوکر
شاید قبل از خواندن کل مقاله به این قسمت آمده اید یا اصلا از ۱ شروع به خواندن کرده اید ، در هر صورت مهم ترین دلیل برای عشق ورزیدن به دارک نایت چیزی نیست جز ژوکر . کاراکتری که پتانسیل بالایش را در این فیلم نمایان می شود . شیطان مجسم که البته گاهی با بازیگوشی هایش می خنداندمان ، وادارمان می کند زیرکی اش را تحسین کنیم ، و در آخر می بینیم به بتمن پوزخند می زنیم که چطور مدام از ژوکر رودست می خورد . بخش مهمی از اینها را مدیون هیث لجر فقید هستیم . هیث لجری که زندگی اش را پای این نقش گذاشت و البته چه حیف که نبود تا حاصب کارش را ببیند .
تنها با مشاهده ی دقایقی از اولین حضور ژوکر در جمع مافیای شهر می شود فهمید چقدر انرژی به پای این شخصیت خرج شده است . تمامی نگاه ها ، طرز بیان ، لبخند ها و خنده ها ، تن صدا ، نوع راه رفتن و همه چیزش . وقتی ژوکر از گذشته اش می گوید و درباره ی زخم های روی صورتش توضیح می دهد ، می شود دید که این اتفاقات واقعا برایش رخ داده ( هر چند هر بار دروغ می گوید ) وقتی می بینیم به مرگ می خندد ، وقتی به سادگی آب خوردن آدم می کشد و حتی آنرا حس نمی کند ، وقتی زیر باد کتک بتمن قهقهه می زند ، همه ی اینها واقعی هستند . همه شان را می شود حس کرد .
مایکل کین قبل از اکران فیلم در مصاحبه ای گفته بود ژوکر ترسناکترین چیزی است که روی پرده ی سینما خواهید دید ، واقعا اینگونه است . این یک شعار تبلیغاتی نبود ( هر چند فکر می کردم اینگونه باشد ) ، جوکر با قصه گفتن هایش شما را می ترساند ، با دیالوگ گفتنش مو را به تنتان سیخ می کند جایی از فیلم که می گوید look at me ! جالب است بدانید آدم هایی که او در این فیلم می کشد از تعداد متوسط قتل هایی که یک سریال کیلر در یک فیلم اسلشر انجام می دهد ، خیلی بیشتر است ! البته این چیزی نیست که او را ترسناک می کند . نگاه های نترس او هستند که حتی در لحظاتی باعث می شوند شوالیه تاریکی هم ترس را مزه کند .

در نهایت می خواهم به پرسشی که ذهن خیلی ها را مشغول کرده پاسخ بدهم . اینکه آیا واقعا Dark Knight بهترین فیلم تاریخ سینماست ؟ جواب مشخصی برای این سوال وجود ندارد و این خاصیت هنر است که به این سوال جواب نمی دهد . خیلی ها فیلم را بهترین فیلم سال خوانده اند ، میانگین رای تماشاگران در سایت هایی مثل یاهو و IMDb آنرا بهترین فیلم تاریخ می خواند ، میانگین نظرات حدود ۳۰۰ منتقد در سایت معتبر Rottentomatoes به این فیلم در حدود ۹۵/۱۰۰ نمره می دهد ، فیلم فروش فوق العاده ای کرده و در کوتاهترین زمان رکوردهای فروش را جابجا و خودش را در لیست فیلمهای پرفروش تاریخ سینما جا کرده ، اما هیچ کدام از اینها دلیل بر بهترین بودن نیست . بهترین در هنر بی معناست دوستان ، لطفا وقت خودتان را برای اثبات اینکه این فیلم بهتر است یا همشهری کین یا پدرخوانده ، تلف نکنید . اگر فکر می کنید فیلمهای اد وود بهترین فیلمهای سینما هستند ، نظر شما محترم است و کسی به شما نباید ایراد بگیرد ، چون هنر سلیقه ای است و سلیقه را نمی شود اثبات کرد .

اگر دوست دارید Dark Knight را بهترین فیلم ساخته شده بپندارید ،‌ موفق باشید . فیلم تمام فاکتور های عالی بودن را دارد . اما سعی نکنید با خار کردن بقیه ی چیز ها ، چیزی را بزرگ کنید . اگر هم از آن دسته هستید که فکر می کنند Dark Knight تنها یک فیلم پاپ کورنی تابستانی است ، خوب باز هم موفق باشید اما فیلم خیلی این فاکتور را ندارد !!! نمره ی من به فیلم ۱۰/۱۰ . ممکن است تا چند وقت دیگر تغییراتی در صفحه ی فیلمهای برتر من صورت گیرد .

پ.ن : در پست های آینده به قسمت های حاشیه ای فیلم و موارد دیگر نیز خواهم پرداخت

گرایندهاوس – قسمت دوم -

ژانویه 3, 2008

در قسمت اول مقاله با کلیت گرایندهاوس ها آشنا شدیم . در این قسمت به بررسی خود فیلم می پردازم . برای شروع بهتر است با قسمت های مختلف فیلم آشنا شویم . گرایندهاوس از ۳ بخش کلی تشکیل شده . تریلر های دروغین ، فیلم رودریگز و فیلم تارانتینو . به ترتیب نمایش هر قسمت ، به بررسی فیلم می پردازیم .

تریلر Machete

اولین تصاویری که پس از نمایش لوگوی کمپانیهای Dimension و Troublemaker ، و ویدیوی Prevues Of Coming Attractions ( که مشابه آنرا در Kill Bill هم دیده بودیم ) پخش می شوند ، تصاویر تریلر فیلم Machete هستند . تریلری که خود رابرت رودریگز آنرا ساخته و هر چند تحت عنوان Fake Trailer به نمایش در آمد اما قرار است اواسط سال ۲۰۰۸ ، فیلم Machete بر روی DVD عرضه شود . در این تریلر ( که همانند تمام دیگر تریلرها نگاهی طنز آمیز به محصولات سطح پایین دهه های گذشته دارد ) Danny Trejo قاتلی است که در مقابل پیشنهاد رییس یک باند مافیایی قبول می کند یک سناتور را به قتل برساند . اما مشکلاتی به وجود می آید و او که Machete ( نوع خاصی از چاقو همانند قمه ) نام دارد در دام می افتد و پس از مجروح شدن به یک باره متحول شده و تصمیم به انتقام می گیرد .

تصاویر کل فیلم گرایندهاوس برای القای حس قراضگی آپارت ها و پوسیدگی فیلم ها ، بعد از فیلمبرداری افکت گذاری شده اند . این افکت همان افکتی است که در نرم افزار های تدوین به Old Movie معروف است و در فیلم ها از آن معمولا هنگام فلاش بک یا وقتی زمان خیلی قدیم نشان داده می شود ، استفاده می کنند . منتهی اینجا منظور از استفاده ، نشان دادن دوران گذشته نیست ، بلکه همانطور که ذکر شد هدف نزدیک شدن به حس و حال آن سینماها بوده است .

اما به Machete بپردازیم . ارجاعات این تریلر تنها به نمایش خشونت و سک* ( بعنوان بنیان اصلی فیلمهای Exploitation ) ، داستان سطحی و بی منطق و تصاویر خط خطی و پاره پاره خلاصه نمی شود ! با زیرکی می شود این ارجاعات را در فونت انتخابی برای عنوان فیلم ،‌ ذکر عبارات مربوط به کپیرایت در پایین تصویر هنگام نمایش عنوان ( کاری که فقط مخصوص فیلمهای رده پایین نبوده و البته سالهاست منسوخ شده ) و درجه بندی سنی انتخابی برای فیلم ( درجه بندی X که آن هم سالهاست منسوخ شده و جای خود را به درجه بندی NC-17 داده است ) مشاهده نمود .

پس از تریلر Machete تصاویری نامربوط از چند بچه گربه را می بینیم که در میان آنها هشداری نوشته می شود ، تحت این عنوان که فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نیست . ( این بخش های گرایندهاوس در DVD فیلم Planet Terror وجود دارد )

فیلم Planet Terror

ویدیوی Our Feature Presentation نمایش داده می شود و پس از رد شدن عبارت Grindhouse به شکلی عجیب و غریب تیتراژ وحشت سیاره آغاز می شود . ( در بررسی این فیلم نسخه ی Extended مد نظر است چرا که اولا نسخه ی موجود در Grindhouse همانطور که در پست پیشین اشاره شد در ایران بصورت خیلی محدود دیده شده و ثانیا با یک تیر دو نشان زده ایم و چند نسخه را مورد بررسی قرار داده ایم )

در پلنت ترور ، رابرت رودریگز نهایت هنر خود را نشان داده است . او در این فیلم علاوه بر کارگردانی ، نویسندگی ،‌ فیلمبرداری ، تدوین و ساخت موزیک را بر عهده داشته و تهیه کننده ی فیلم نیز بوده است .اما آیا توانسته به خوبی از پس همه ی این کارها بر بیاید ؟جواب مثبت است ! اما بهتر است به بررسی دلایل این موفقیت بپردازیم.

فیلمنامه ی فیلم بسیار خلاقانه نوشته شده است و علی رقم آنکه نمی توان خشونت بیش از حد فیلم را برای عده ای از تماشاگران ( که تعدادشان کم هم نیست ) توجیه کرد ، باید قبول کرد روند پیش برد داستان و نحوه ی قصه گویی بسیار جذاب است و مخاطب علاقه مند را تا لحظه ی آخر پای فیلم می نشاند ! داستان فیلم چند کاراکتر اصلی دارد . Cherry Darling رقاصی که دوست دارد کمدین تلویزیونی باشد . El Wray ، فرد مرموزی که قهرمان بازی های فیلم را بر عهده دارد و رابطه ای قدیمی با چری دارد و خانواده ی دکتر William Block که مشکلات اساسی دارد و در حال فروپاشی است . علاوه بر این کاراکترها چند کاراکتر فرعی هم وجود دارند که هر کدام در بخشی از داستان روند فیلم را پیش می برند . اما قصه ی اصلی و عامل ارتباط این شخصیت ها زمانی اتفاق می افتد که بین یک فرمانده ی نظامی و یک دانشمند دیوانه اختلاف نظر پیش می آید و دعوای آنها باعث پخش ویروسی می شود که جهت مبارزات گسترده ی نظامی تولید شده است . ویروسی که انسانها در صورت آلوده شدن به آن تبدیل به زامبی می شوند و بدنشان سراسر چرک و عفونت می گردد . از اینجا شاهد یک فیلم در ساب ژانر زامبی هستیم که تا آخر ادامه پیدا می کند . اما نکته ی جالب توجه Black Comedy موجود در کار و ارجاعات فراوان فیلم است . ارجاعاتی که تنها روش فهمیدن آنها تماشای دیگر فیلم های این ژانر است و هیچ متنی نمی تواند لذت کشف آنها را بیان کند !

فیلمبرداری فیلم به نحو عالی انجام گرفته و کادرهای زیبا ، کلوزآپهای متناسب با موقعیت و مدیریت رنگ قوی از نشانه های آن است . درباره ی این مدیریت رنگ همین نکته کافی که بگویم خونی که در Planet Terror می بینیم خون ترین خونی است که می شود در سینما دید و می توان آنرا با تمام وجود لمس کرد !!! تدوین فیلم هم جای بحث دارد . هر چند این فیلم به عمد و باز هم برای نزدیک شدن به فضای گرایندهاوس ها ، به صورتی تدوین شده که نما ها چسبندگی نداشته باشند و شاهد پرش های ناشیانه باشیم ، اما برخی از منتقدان معتقدند این روش را ( حتی به عمد و برای ایجاد خنده ! ) درست نمی دانند . من به شخصه مخالف نظر آن دسته از منتقدان هستم و مشاهده ی نوشته ی « حلقه ی فیلم گم شده است . پوزش ما را بپذیرید ، مدیریت سالن » در میان صحنه های فیلم و قطع شدن چند ثانیه ای آن ( با توجه به عمدی بودن کار و با توجه به اینکه فیلم را در سال ۲۰۰۷ و در سالن های مدرن یا دستگاه DVD مشاهده می کنیم ) برای من بسیار جالب بود ، و این حس جالب و در عین حال منحصر به فرد ، هیچ گاه از دیدن یک فیلم با تدوین کاملا به جا به من دست نداده بود ! البته اشتباه نشود ، بنده هیچ مشکلی با تدوین درست ندارم !! بلکه فقط این تجربه را جالب می دانستم .

موسیقی فیلم هم جالب است و بنظرم از کار قبلی رودریگز در Sin City بهتر در آمده . بخصوص اینکه یک تم دوست داشتنی دارد که به طرق مختلف و با سازهای متفاوت در طول کار تکرار می شود و بسیار با تصاویر مچ شده ( اگر اشتباه نکنم این تم را جان کارپنتر به صورت افتخاری برای رودریگز اجرا کرده ) . در اینجا حیف است اگر از گریم و جلوه های ویژه کار ( که هم محصول کامپیوتر هستند هم سر صحنه ) یاد نکنیم . چرا که با دقت انجام گرفته اند و باور پذیر از آب در آمده اند . بازی بازیگران چندان استثنایی نیست اما به هیچ وجه بد نیست و با کلیت کار هم خوانی دارد . حضور کوتاه تارانتینو نیز جالب توجه است و جالب تر از آن تقشی است که بازی می کند !

پس از نمایش پلنت ترور نوبت به تریلرهای وسط فیلم می رسد .

ادامه دارد …

۳:۱۰ به سمت یوما

نوامبر 16, 2007

سپتامبر امسال Three Ten to Yuma اکران شد . فیلمی به کارگردانی جیمز منگولد ( Identity – Walk the Line – Cop Land ) و با بازی دو هنرپیشه ی دوست داشتنی و کار بلد ، راسل کرو و کریستین بیل

داستان فیلم بسیار سر راست است و هیچ پیچیدگی ، تدوین موازی و عقب جلو بودن زمانی در کار نیست . بن وید ( راسل کرو ) سردسته ی اوباش در آخرین سرقتی که انجام می دهد ، توسط پلیس به دام می افتد و آنها تصمیم می گیرند ، او را به یوما بفرستند تا در آنجا دارش بزنند ( بن وید یک حرفه ای است که ۲۲ سرقت اخیر کار او بوده ! ) دن اوانس ( کریستین بیل ) به کلانتر شهر بدهی دارد و هر جور شده باید پولی تهیه کند . از این جهت قبول می کند یکی از مامورین رساندن بن وید به قطار یوما باشد . ویلیام ، پسر دن ( لوگان لرمن ) نوجوان ۱۴ ساله ای است که عاشق انجام کارهای پرخطر است و دلش می خواهد پدر را در رساندن بن وید به قطار یاری دهد . چارلی پرنس ، دستیار و جانشین اوباشِ بن وید ( بن فاستر ) تصمیم به نجات بن وید می گیرد .

هر چند گفته شد داستان فیلم روان و سرراست است ، اما این مورد نه تنها از جذابیت های آن کم نکرده ، بلکه باعث سرعت بیشتر و تازگی فیلم شده است ! فیلمنامه به خوبی به معرفی شخصیت ها می پردازد و حتی نقش های کاملا فرعی ، دارای شخصیت واحد هستند و هر یک دغدغه های خودشان را دارند .دیالوگ ها به زیبایی نوشته شده اند و کنایه های زیادی در خط به خط ـشان دیده می شود ! علاوه بر این ، انتخاب بازیگران به بهترین شکل انجام گرفته و نقش ها را بدون این بازیگران نمی توان تصور کرد !

بازی راسل کرو همانند همیشه عالی است و بنظرم بخت اول اسکار مرد امسال است . کریستین بیل جوان نیز ، همانند فیلم های قبلی خود ، کارش را به بهترین نحو انجام داده و دیگر نوبت آن رسیده که او هم طعم مجسمه ی طلایی اسکار را بچشد ! لوگان لرمن برعکس سن پایینش باتجربه عمل می کند و بازی تاثیر گذاری ارائه می دهد . بن فاستر نیز به اقتضای کاراکتر ، بسیار منفور ظاهر شده و این یعنی کارش را به درستی انجام داده . همچنین نباید بازی پیتر فوندا را در نقش بریان مک الروی فراموش کنیم .

موسیقی فیلم مسحور کننده ، فیلمبرداری نرم و تدوین بی مشکل است که همه ی اینها حکایت از نظم و هماهنگی ای دارد که جیمز منگولد توانسته به عنوان کارگردان به وجود بیاورد . ۳:۱۰ به سمت یوما بازسازی فیلمی است به همین نام که ۵۰ سال پیش با بازی گلن فور و ون هفلین ساخته شد ؛ و امسال در کنار «قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل» ( با بازی برد پیت ) یکی از ۲ فیلم وسترن اکران شده می باشد . باید منتظر بود و دید کدامیک موفق ترند . هر چند هنوز جسی جیمز را ندیده ام ، اما فکر می کنم ۳:۱۰ ، فیلم بهتری باشد .

در آخر تماشای این فیلم بسیار زیبا را به شما توصیه می کنم و از شما می خواهم به بازی کریستین بیل بیشتر دقت کنید ! در آینده در موردش بیشتر می نویسم .

نمره ی من به فیلم : ۹/‍‍۱۰

هالووین ، شبی که او به خانه برگشت

اکتبر 28, 2007

طرز وبلاگنویسیم اینگونه نیست که به یک مناسبت مطلبی بنویسم ، اما مخالفتی هم با این نوع مقاله نویسی ندارم . در هر صورت چند روز دیگه ۳۰ اکتبره . روزی یا بهتر بگم شبی که فرنگی ها (!) جشن هالووین را برگزار می کنند . به همین جهت تصمیم گرفتم سه مطلب بنویسم !

- بررسی فیلم Halloween 1978 که یکی از بهترین فیلم های ژانر وحشت به حساب میاد .
۲ – معرفی DVD فیلم Halloween 2007 که ۱۸ دسامبر به بازار میاد .
۳ – معرفی ۱۰ مدل فیلم مختلف برای ۱۰ سلیقه ی مختلف به جهت تماشا در این شب عزیز !

نقد و بررسی فیلم Halloween ( نسخه ی ۱۹۷۸ )

در ۱۹۷۸ ، جان کارپنتر که جوان گمنامی بود ، تصمیم گرفت یک فیلم ترسناک بسازد و با آن به شهرت برسد ! چون تا آن زمان فیلم قابل توجهی نساخته بود مجبور شد با بودجه ی اندک ۳۰۰.۰۰۰ دلاری فیلم خود را تولید کند . فیلم ساخته شد و مثل توپ ترکید و جان کارپنتر را به کارگردانی مطرح و پول ساز تبدیل کرد . تهیه کننده ی فیلم مصطفی عقاد بود و دونالد پلیسنس و جیمی لی کرتیس نقش های اصلی را ایفا می کردند .

داستان هالووین درباره ی فردی است به نام مایکل مایرز که در ۵-۶ سالگی خواهرش را می کشد و به بیمارستان روانی منتقل می شود . اما ۱۶ سال بعد فرار می کند و برمی گردد تا کشت و کشتار را ادامه دهد !

هالووین یکی از بهترین های ژانر وحشت و یکی از قابل توجه ترین تریلر های ساخته شده است که مهم بودن آن نه از جهت فروش بالا و ۸ دنباله ی بعدیش ، بلکه به علت کارگردانی قوی و داستان پرکشش آن است . این فیلم مهم است به این دلیل که فقط با ۳۰۰ هزار دلار ساخته شد ؛ اما در حد و اندازه ی فیلم های استاندارد بوده و هرگز یک B-Movie به حساب نیامد . هالووین قابل توجه است چرا که ژانر وحشت و قواعد آنرا به نحوی دگرگون کرد که تا به امروز فیلمی نتوانسته از تاثیر آن کم یا تحول بخصوص دیگری ایجاد کند !

اگر در Psycho مقدمات ساب ژانر اسلشر گفته شد و در Texas Chain Saw Massacre و Black Chrismas این ژانر ابداع گردید ، در Halloween دارای قاعده و اصول گشت و شناسنامه پیدا کرد .

وجود قاتل ماسک دار ، بدون دیالوگ و فنا ناپذیر (!) در یک سوی داستان و جوانان خوش گذرانی که به علت انجام کارهای ممنوعه باید مجازات ( کشته ) شوند در طرف دیگر مهم ترین تاثیری است که این فیلم بر روی ژانر وحشت گذاشت . در فیلم Scream ( که نقدش در همین وبلاگ موجود است ) به طور واضح به این تاثیرات اشاره می شود و کاراکتر های آن ، به این روش «هالووین» را ستایش می کنند !

از نظر فنی – تکنیکی نیز هالووین نمره ی قابل قبولی می گیرد ! موسیقی محشر جان کارپنتر تنها با چند نت ساده ی پیانو دلهره ایجاد می کند و برای ترساندن و شوک وارد کردن تنها به همان موسیقی ساده بسنده می کند . استادانه بودن فیلمبرداری ، در همان نمای آغازین مشخص می شود . پلانی ۵ دقیقه ای که در آن POV فردی را می بینیم که با چند حرکت معمولی متوجه می شویم قاتل است !

تدوین فیلم مدام تغییر حالت می دهد . یعنی ریتم فیلم ۱۰ دقیقه کند است و ناگهان تند می شود و این روند تا آخر فیلم ادامه یافته و موجبات ترس شما را فراهم می آورد ! این نوع تدوین امروزه یکی از رایج ترین روش های تدوین فیلم های ترسناک است و شاید بتوان گفت کل فیلم های این ژانر در دهه ی ۸۰ ( به جز چند استثنا ) به همین روش تدوین شده اند ! البته فیلم به علت بودجه ی پایین طراحی لباس ، طراحی صحنه و گریم فوق العاده ای ندارد اما به نسبت خوب عمل می کند . جالب است بدانید لباس بازیگران در فیلم مال خودشان بوده و در بخشی که تصویر درختان را می بینیم ، برگ موجود بر روی شاخه ها تکه های کاغذ است که تزیین شده اند !

هالووین یکی از فیلم هایی است که در بعضی لحظات آن می شود نشانه های هیچکاکی پیدا کرد ! فیلم را می شود Hitchcockian خواند هر چند جایی به وضوح به آن اشاره نشده و قصد مقایسه ای در کار نیست ، بلکه این فقط نظر شخصی نگارنده ( که از طرفداران این استاد بزرگ سینماست ) می باشد ! در آخر باید بگویم هالووین یکی از فیلم هایی است که حتما باید آنرا دید و اگر تا امروز نتوانسته اید آنرا ببینید عجله کنید ، چرا که از فیلم باارزشی محروم شده اید !

نمره من به فیلم : ۸/۱۰
لینک IMDb

معرفی DVD فیلم Halloween ( نسخه ی ۲۰۰۷ )

آگوست امسال نسخه ی بازسازی شده فیلم هالووین ( یعنی قسمت نهم مجموعه ) به کارگردانی راب زامبی اکران شد . فیلم به نسبت مورد توجه هوادارن قرار گرفت و چند هفته هم Box Office را در اختیار داشت . با بودجه ی ۱۵ میلیون دلاری ( که این روز ها متوسط رو به پایین به حساب می آید ) فروش خیلی خوبی کرد و قرار است ۱۸ دسامبر نسخه ی DVD آن به بازار بیاید . از همین حالا خیلی از طرفداران مشغو جمع کردن پول هایشان هستند تا بتوانند این نسخه را تهیه کنند !

مجله ی Fangoria ( که معتبرترین مجله ی مخصوص ژانر وحشت به حساب می آید ) DVD را اینگونه معرفی می کند :
- فیلم در هر دو نسخه ی درجه R ( نسخه ی اکران شده در سینما ) و Director’s Cut ( که ۱۱ دقیقه طولانی تر است ) عرضه می شود . ( احتمالا در دو نسخه ی جداگانه برای فروش بیشتر‌ )
- فیلم در هر دو قطع Fullscreen و Widescreen موجود می باشد که صدای هر دو نسخه دالبی ۵.۱ کاناله است .
- امکانات موجود در این نسخه ها ( که به صورت دو دیسکه ارائه می شوند ) عبارنتد از :

- صحبت های نویسنده/کارگردان ، راب زامبی بر روی فیلم
- ۱۷ صحنه حذف شده به همراه صحبت های راب زامبی
- پایان دیگرشکل
- مستند Re-Imagining HALLOWEEN
- ویدیو A Conversation With Rob Zombie
- ویدیو Meet the Cast
- ویدیو The Many Masks of Michael Myers
- تصاویر تست بازیگری Laurie Strode
- تصاویر انتخاب بازیگران
و …قیمت محصول ۳۰ دلار خواهد بود که باعث عصبانیت و اعتراض هواداران شده !

باید منتظر بود و دید فروش آن چگونه خواهد بود . چرا که در همان روز DVD فیلم The Simpsons Movie هم عرضه می شود که پرفروشترین فیلم امسال شد !

معرفی ۱۰ مدل فیلم مختلف برای ۱۰ سلیقه ی مختلف به جهت تماشا در شب هالووین !

۱ – اگر می خواهید لذت واقعی هالووین را تجربه کرده و مناسبترین فیلم این شب را ببینید ، تنها یک انتخاب دارید : Halloween 1974

۲ – اگر طرفدار فیلم های فانتزی هستید و می خواهید علاوه بر ترس کمی خنده را نیز تجربه کنید و خشونت کافی هم داشته باشید : The Evil DeadA Nightmare On Elm Street

۳ – اگر فقط به دنبال خشونت هستید و ترس را در خشونت تجربه می کنید و حوصله ی فیلم های قدیمی را ندارید : Hostel

۴ – اگر یک به مسائل روح علاقه مندید و به دنبال یک تجربه ی فوق العاده هیجان انگیز هستید : The Ring

۵ – اگر به دنبال یک فیلم کلاسیک هستید که علاوه بر ترس از هنر موجود در آن هم لذت ببرید : Psycho 1960

۶ – اگر طالب هیجان ( بخصوص از نوع لحظه ای ) بوده و دلتان می خواهد زهره تان آب برود ! حقیقتا یک فیلم مناسب شماست : The Descent

۷ – اگر دوست دارید فیلم با طرح معما شما را دیوانه کند و وحشت را در اوج هیجان و خون بیافریند : Saw

۸ – اگر یک فیلم ۹۰ دقیقه ای جمع و جور جوان پسند می خواهید که هم خشونت داشته باشد هم دلهره : The Texas Chainsaw Massacre 2003The Texas Chainsaw Massacre : The Beginning

۹ – اگر اهل تفکر هستید و از دیدن فیلم های گیشه ای خسته می شود و هیچ فیلمی ارضایتان نمی کند ( و حقیقتا ترس هنری را می خواهید ! ) : The Shining

۱۰ – اگر طرفدار فیلم های علمی تخیلی هستید : Alien

موارد ۴-۵-۷ و ۹ بهتر است با زیرنویس فارسی دیده شوند ! اگر همه ی فیلم ها را دیده اید ، مشکلی نیست ! دو راه دارید : یا دنباله هایشان را ببینید ( که چندان جالب نیست ! ) ، یا اینکه آنها را دوباره بینی کنید ( که جالب است !! ) . این هم از پست امروز ، امیدوارم هالووین خوبی داشته باشید !

پ.ن : شبی که او به خانه برگشت ( The Night He Came Home ) تگ لاین فیلم Halloween 74 است که عنوان این وبلاگ هم از آن الهام گرفته شده !

من زودیاک نیستم ، و اگر هم بودم به شما نمی گفتم …

اکتبر 18, 2007

دیوید فینچر بعد از تجربه ی متوسط Panic Room به سراغ معمای پیچیده ی قاتل زنجیره ای دهه ۷۰ـی رفت و حاصل کار فیلم Zodiac شد . زودیاک فیلمی است ۲ ساعته با ریتم کند ( اما نه خسته کننده ) و روایتی مستند گونه که مغر متفکر و دستان پرتوان فینچر آن را به زیباترین شکل به تصویر می کشد !

داستان فیلم از نگاه چند نفر بیان می شود که کاراکتر اصلی رابرت گری اسمیت روزنامه نگار ( با بازی Jake Gyllenhaal ) است که خود فیلم نیز بر اساس کتابی از همین شخص ساخته شده است . در حقیقت همه چیز زودیاک ( از زمان اتفاقات تا چیدمان وسایل و اشخاص و کاراکترها ) برگرفته از واقعیت است و دیوید فینچر به بهترین نحو ممکن ، سه دهه از آمریکای معاصر را به تصویر می کشد .

کاراکتر اصلی دیگر ، کارآگاه پلیس ، دیوید توسچی ( با بازی Mark Ruffalo ) است و در کنار فعالیت های داوطلبانه و کنجکاوانه ی گری اسمیت برای کشف معما ، شاهد انجام وظیفه ی این کاراکتر نیز هستیم و ارتباط این دو ، به خوبی از آب در آمده است .

زودیاک فیلمی است در ژانر های جنایی – تریلر – معمایی – درام که در همه ی آنها موفق عمل می کند . یکی از دلهره آورترین صحنه های فیلم ( که در سالهای اخیر نظیرش را به ندرت دیده ایم ) جایی است که گری اسمیت برای تحقیق نزد یکی از مظنونین پرونده می رود و اتفاقات بعدی رخ می دهد ! علاوه بر این ما شاهد زندگی خانوادگی ناموفق وی هستیم که مانند اکثر فیلم های فینچر ، خانواده محیطی بسیار سرد دارد و این شاید به عقاید فینچر بر می گردد که هنوز ازدواج نکرده .

اما فینچر در همین جا رهایمان نمی کند و افکار پریشان دیگرش را نیز با فیلم به ما دیکته می کند . افکار و عقاید هولناکی که خیلی بهترش را در هفت و فایت کلاب به ما گفته بود و با آنها مو را به تنمان سیخ کرده بود . البته شاید دلیل اینکه کوبندگی زودیاک همانند کارهای قبلیش نیست ، ریتم کند آن باشد اما نباید فراموش کنیم که در بین فیلم های امسال زودیاک یکی از مهم ترین آنها بود که در انبوه فیلم های گیشه ای باز هم توانست خودی نشان دهد ( هر چند نتوانست سود چندانی به دست بیاورد و بودجه ی ۷۰ میلیون دلاریش با زحمت به جیب تهیه کنندگان برگشت )

دیدن زودیاک به عنوان یکی از بهترین فیلم های امسال توصیه می شود اما اگر به امید دیدن «هفت»ـی جدید به تماشایش می نشینید ، اشتباه می کنید ! ولی ناراحت نباشید ، از اتاق وحشت بهتر است !

نمره ی من به فیلم : ۸/‍۱۰