Archive for the ‘درباره ی ژانر’ Category

Teen Movie یا از درون تهی سازی تدریجی یک نسل

آوریل 16, 2009

اگر بخواهیم تاریخچه ی Teen Movie ها را بررسی کنیم به زمان دقیقی نمی رسیم . یعنی اینگونه نیست که بگوییم فلان سال اولین Teen Film ساخته شد ؛ بعلاوه ماهیت فیلم های تین کاملا وابسته به دیگر ژانر هاست و در کنار آنها معنا پیدا می کند . ممکن است با خواندن همین ۲-۳ خط از خود بپرسید داریم درباره ی چه چیزی صحبت می کنیم یا کمی خشن تر ، اصلا Teen Movie چه کوفتی است ؟ !!

احتمالا واژه ی Teenager را زیاد شنیده اید . شاید نوجوان ترجمه ی خیلی خوبی برای آن نباشد اما بهترین کلمه ی جایگزین است . از روی خود کلمه می شود حدس زد ، دوران ۱۳ تا ۱۹ سالگی زمانی است که فرد Teenager محسوب می شود ( کلمه ی teen پسوند اعداد ۱۳ تا ۱۹ است و بعد از آن هیچ عددی با این پسوند وجود ندارد ) هر چند با توجه به شرایط هر منطقه ، سنین تعریف شده برای رده بندی نوجوان تفاوت دارد و البته تعریف ۱۳-۱۹ سال بیشتر بازی با کلمات است تا تعریفی معتبر .

اما از نظر سینمایی که به قضیه نگاه کنیم باز با همین اعداد روبرو می شویم . مخاطببن رده بندی PG-13 تا R را همین افراد تشکیل می دهند . یعنی مخاطب از ۱۳ تا ۱۸ سالگی در محدوده ای قرار دارد که باید فیلم های درجه بندی شده را با والدینش تماشا کند ( بیشتر فیلم های R-rated مورد نظر است ) و البته در همین دوران است که بیشترین تمایل را برای یواشکی تماشا کردن فیلمهای حاوی خشونت و صحنه های تحریک کننده ی جنسی دارد . قاعدتا راضی کردن بچه های دبیرستانی برای نگاه نکردن این فیلمها کار سختی است و با توجه به اطلاعاتی که اینترنت در اختیار نوجوانان قرار می دهد ،‌ والدین هم حساسیت قبلی را ندارند و اینگونه است که اگر سخت گیری ای از طرف سینما داران نسبت به ورود افراد این محدوده ی سنی به سینما اعمال نشود ،‌ همه ی عوامل دست در دست هم می دهند تا بازار ژانری به نام Teen Movie داغ شود و روز به روز شاهد فیلم هایی بی محتوا تر باشیم .

فیلم هایی بی چفت و بست ، سرشار از سک* و خشونت مهوع و هجویات بی مزه ی هزار بار دمده شده با بازیگرانی فاقد قدرت تکلم صحیح که احتمالا بخش های پلاستیکی بدنشان سبب حضورشان در فیلم شده است . شخصیت هایی که فکر و ذکری جز جعل ID Card برای تهیه ی ودکا و ویسکی ندارند و غایت زندگی بیهوده شان قرار ملاقاتی است با جنس مخالف جهت گذراندن شبی و احتمالا پس افتادن توله ای که این مورد آخری جهت اعطای بار معنایی به فیلم استفاده می شود و می تواند آنرا تا تصاحب یک اسکار بالا بکشد . در اینگونه فیلم ها پدر-مادر ها ، معلم ها ، ناظم ها ، مدیر ها ، پلیس ها و اصولا سایر کسانی که سعی در کنترل رفتارهای نادرست و کمک به نوجوانان دارند یا سعی می کنند مطلبی بیاموزند و نصیحتی بکنند ، به شکل اغراق آمیزی عقب مانده و عاجز از درک واقعیت های روزمره هستند و یا گذشته ای پر ایراد اجازه ی امر و نهی بهشان نمی دهد . احیانا اگر فرد باحالی بینشان پیدا شود یا مجرد است و شبها را در کلاب ها و بارها می گذراند یا همجنس باز و کلا بیخیال این قضایا !

تین فیلم یا تین مووی ژانری است که مسائل مورد علاقه ی نوجوانان را دربر می گیرد . داستان هایی ساده و راحت با موضوعاتی همچون دشواریهای دوران بلوغ ، اولین عشقها ، شیطنت های خاص این سنین ، اختلافات با والدین و … که در بستر یکی از ژانرهای نوجوان پسند همچون کمدی ، ترسناک ، اکشن ، علمی-تخیلی یا فانتزی بیان می شود . از اوایل دهه ی ۸۰ بود که استعداد بالقوه ی این ژانر عملا بالفعل شد و ازدیاد اسلشر ها و فیلمهای افرادی همچون John Hughes ( که نقش مهمی در ابقای این ژانر دارد ) آنرا زنده نگه داشت تا اواخر دهه ی ۹۰ که فصل جدیدی رقم خورد و کم کم وارد دوران مهوع امروز شدیم .

تین مووی ها می توانند نقش خیلی بالایی در جهت دهی شخصیت نوجوانان ایفا کنند . این دسته از فیلم ها می توانند در کنار بیان مسائل مورد علاقه ی نوجوانان راهکارهای مناسب ارائه دهند . راهکارهایی که می توانند وضعیت خطرناک و حساس این دوران را ملایم تر کنند یا مشکلات بیشتری پدید آورند . اگر به نوجوانی که از خانه و خانواده بیزار است ، پرخاشگر است ، تمایلی به درس خواندن ندارد و در اغلب موارد به دنبال تفریحات مخرب می رود به طور مداوم مشکلات خانوادگی ، پرخاشگری ، بی قید و بندی درسی و اخلاقی و تفریحات ناسالم نشان دهیم چه اتفاقی می افتد ؟ اگر ستاره های فیلم هایش را افرادی قرار دهیم که تعادل روانی ندارند و هیچ محدودیت اخلاقی برای خود قائل نمی شوند ، چه اتفاقی می افتد ؟ وجود همه ی اینها قبول ، وقتی هیچ نتیجه گیری درستی انجام نمی دهیم ، وقتی تنها یک سوی قضیه را نشان می دهیم و وقتی جای خوبی و بدی را عوض می کنیم چه بر سر نسلی خواهد آمد که قرار است در فردایی نه چندان دور وارد اجتماع شود و کنترل اوضاع را در دست گیرد ؟

جالب است بدانید تا همین ۲۰-۳۰ سال پیش قضیه کاملا فرق می کرد ! در دورانی که تین مووی های اسلشر حتی به پیام زدگی متهم می شدند ! چه بسیار بود صحنه های کشته شدن شخصیت ها بعد از مصرف حشیش ، رانندگی بدون گواهینامه ، شنای در شب ، سرکشیدن به محل های ممنوعه و مشخص تر از همه بعد از برقراری رابطه ی جنسی ! آنطور که امروزه می شود به چندین نمونه ی معروف قتل در تخت خواب اشاره کرد ! البته شاید حاصل همین پیام زدگی بود که کار به اینجا رسید . به اینجایی که دیگر هیچ حجب و حیایی ( از همان نوع آمریکاییش ) وجود ندارد و دیگر قرار های دوستانه ، نیمه شب ها دور از چشم والدین برگزار نمی شود . امروزه شما می توانید صبح خیلی راحت بیدار شوید و صبحانه را علاوه بر پدر و مادر ، همراه با پسری که دیشب ترتیبتان را داده میل کنید . و ده ها چیز دیگر که دیروز بود و امروز نیست . چرا کار به اینجا رسیده ، من نمی دانم .

چرا می خواهیم نسل جدید انقدر بی خیال و بی قید و بند بار بیاید ، این قدر بی مسئولیت ، اینقدر لاابالی ، من نمی دانم ! چه هدفی در کار است تا نسل جدید را از تماشای فیلم های استاندارد محروم کنیم ، من نمی دانم ! احتمالا تا الآن متهم شده ام به خیلی چیز ها ! من نمی خواهم دست های پشت پرده ی استکبار را در تهی کردن فکر و ذهن جوانان رو کنم و بحث را به جاهای گوناگون بکشانم و وقایع گوناگون را به هم ربط دهم . نمی خواهم بگویم آن بد است و بهترش نزد ماست ! چیزی که امروزه به اسم سینما ، کمدی ، معناگرا ، جواد رضویان ، چارچنگولی ، دل داده ، آرش معیریان ، کما ، گلزار ، امین حیایی ، اخراجی ها ، یوزارسیف ، سیروس مقدم و صد زهرمار دیگر به خوردمان می رود ده ها بار بدتر از همه ی چیزهایی است که تا الآن گفته شد . در آنها لااقل استانداردهای فنی رعایت می شود . لااقل می شود ده دقیقه شان را تحمل کرد و بعد فحشی داد و DVD اش را انداخت دور و با خود گفت این حداقل به شعور من توهینی نکرده و اگر قرار است کسی ناراحت بشود آن بدبختانی هستند که در مملکت خود چنینی اراجیفی به خوردشان رفته .

اگر حرفی زده شد گلایه ای بود به ابتذال بیش از حد در Teen Movie های امروزی . به اینکه مجبور باشیم زباله ای همچون پاریس هیلتون را تحمل کنیم . به اینکه شاهد هدر رفتن سرمایه هایی باشیم که می توانند خیلی بهتر خرج شوند . به اینکه هر روز یک American Pie جدید بیاید . به اینکه هر روز یک Spoof Movie مسخره ی دیگر ساخته شود . به اینکه لزلی نلسون دیگر نخنداندمان . به اینکه شاهد تغییر رویه ی کلی یک ژانر در طول تنها ۲۰ سال باشیم . به اینکه شاهد از درون تهی سازی تدریجی یک نسل باشیم . نه اینکه راه ما بهتر از آنها باشد و روش ما درست تر ،‌ چون اصولا روشی نداریم ! چون چیزی به نام Teen Movie نداریم که بخواهد درست یا غلط باشد . چون نوجوانان را به حال خود رها کرده ایم و کاری انجام نداده ایم که بخواهد بهتر از ابتذال دیگران باشد . حتی داریم آنها را به این سمت سوق می دهیم ! نمی دانم شاید هم وجود چنین چیزهایی لازم است و بودنشاز نبودنش بهتر و من سر در نمی آورم ! ادعایی نیست ، گلایه است و یکسری سوال بی جواب . اینکه چرا کار به اینجا رسیده ، چرا دیگر خبری از کازابلانکاها نیست ، چرا روز به روز بدتر از دیروز می شویم ، چرا خم به ابرو نمی آوریم و چراهای دیگر که جوابش را من نمی دانم !