انتظار مرحله ای است عذاب آور و البته لذتی در آن است که با پایانش پایان می پذیرد ، اما هر چه باشد این مرحله نیز شامل سلسله حوادثی می شود که می تواند گاه جالبتر از موردی باشد که برایش انتظار می کشیم ، یا لااقل چیزهای جالبی در آن وجود داشته باشد !
از ۳ سال پیش شروع شد . وقتی برای اولین بار بتمنی را دیدم که با تمامی بتمن ها فرق داشت . وقتی که نتوانستم یک لحظه از پای صفحه تلویزیون پلکم را بردارم . وقتی که فهمیدم یکی از جوانان آینده دار سینمای هزاره ی جدید به سراغ کاراکنری رفته که مدت ها بود دیگر کسی امیدی به احیا اش نمی دید . اما حاصل کار شد بهترین فیلم اقتباس از کامیک ( و این نه تنها نظر شخصی ، بلکه نتیجه ی رای گیری های مختلف و تیتر خیلی از نقدهاست ) و یکی از بهترین فیلم های سال : Batman Begins
می شود گفت آخرین صحنه ی فیلم ، آغاز فیلم بعدی است ! صحنه ای که طی آن کمیسر جیمز گوردون جنایتکاری را به بتمن معرفی می کند که علاقه به نمایش دارد و از خودش کارتی به جای می گذارد . و انتظار از همان لحظه شروع شد ! لحظه ای که کارت برمی گردد و تصویر جوکر را بر روی آن می بینیم . بعد از دفعه ی اول مدتی فیلم را رها کردم تا اینکه بعد از چند ماه به سراغش رفتم و اینبار ارزش هایش بیشتر برایم نمایان شد . و البته بعد از آنکه چندین و چند بار فیلم را دوباره بینی کردم ، هر دفعه بیش از دفعه ی قبل منتظر تماشای فیلم جدید شدم .

اوایل در IMDb به رسم همه ی فیلمهایی که هنوز نامی برایشان مشخص نشده عنوان Untitled Batman Begins Sequel در بالای صفحه دیده می شد . به مرور ، عوامل فیلم بیشتر می شدند اما هیچ چیز ۱۰۰ درصد مشخص نبود . کریستوفر نولان فیلم Prestige را برای ۲۰۰۶ در دست داشت و همین باعث می شد نشود تاریخ معینی را برای اکران فیلم بعدی پیش بینی کرد . تا اینکه نهایتا سال ۲۰۰۸ برای اکران فیلم انتخاب شد .
مدتی به چیزهای دیگر مشغول بودم تا اینکه Prestige اکران شد و باز کریستوفر نولان را پخته تر و بهتر از قبل یافتم . پس از آن رسما خبرهای ساخت فیلم شروع شدند . اکثرشان را دنبال می کردم . از خبرهایی درباره ی بازیگران جدید ، کنار گذاشته شدن کتی هولمز از تیم بازیگری ( که شاید تنها مشکل فیلم قبلی بود ! ) و حادثه ی مرگ یکی از بدلکاران فیلم بر اثر سقوط از ارتفاع و صد البته اسم فیلم !
گذشت و گذشت تا اواخر تابستان سال قبل که اولین تیزر فیلم پخش شد . تیزری که شامل لوگوی بتمن در حال انفجار بود و روی آن دیالوگهایی بین مایکل کین و کریس بیل رد و بدل می شد و در آخر صدای هیث لجر شنیده می شد که می گفت امشب مردم می میرند و من مرد دنیای خودم هستم ! تیزر بیشتر از اینکه انرژی بدهد افسرده کننده بود و حسرت تصویر به دلمان ماند ! در همان زمان تصمیم به نوشتن مقالاتی درباره ی بتمن در وبلاگ گرفتم و حاصلش را می توانید در آرشیو مطالعه کنید .
کمی بعد چند پشت صحنه ی غیر رسمی و اولین پوستر فیلم پخش شد . پوستری که در آن عکس ناواضحی از ژوکر می دیدیم . چندی نگذشت که اولین عکس رسمی در یکی از سایت های مختلف فیلم ( که کمپانی وارنر براس جهت مارکتینگ راه اندازی کرده بود ) منتشر شد و آن چیزی نبود جز تصویر جوکر در صندلی عقب یک ماشین ! همین عکس مدتی مشغولمان کرد تا اینکه به مرور عکس های بعدی یکی پس از دیگری از راه رسیدند و می شد لباس و وسایل جدید بتمن را مشاهده کرد . بعد از حدود یکماه ، از دیدن عکس ها خسته شده بودم که در یک روز سرد زمستانی تریلر فیلم طوفانی از گرما به پا کرد . دیگر خبری از لوگوی در حال انفجار و دیالوگ نبود . همه اش تصویر بود . مسخره است ولی پخش تریلر بزرگترین سورپرایز سینمایی آخر سال برایم بود !
آنقدر آن تریلر کذایی را نگاه کردم که تک تک جمله ها و تصاویرش را حفظ شدم . گویا این حالت برای خیلی های دیگر هم پیش آمده بود و نتیجه آنکه می شود تریلرهای مختلفی را در نت مشاهده کرد که به مسخره ی این تریلر و یا با صدای این تریلر و تصاویر فیلمهای دیگر ساخته شده اند ! اتفاقی نادر که فکر نمی کنم تا به حال برای هیچ فیلمی رخ داده باشد ! خوب و خوش با جوکر خبیث حال می کردم که شوک وارد شد … همش در یک لحظه . همش در یک تیتر . ای کاش هیچ وقت آن اتفاق نمی افتاد . Heath Ledger’s gone
مرگ هیث لجر واقعا شوکه کننده بود . خیلی از سایتهایی که حتی سینمایی نویس نبودند از این بابت افسوس خوردند و حالا حساب کنید حال و روز کسی را که هر روز چندین بار تریلری را می بیند که بخشی از آن را بازی استثنایی هیث لجر تشکیل می دهد . جوان ۲۸ ساله ای که مرگش افسانه ای بود و می شود او را جیمز دین نسل جدید نام گذاری کرد . هر چند جیمز دین هیچ گاه جوکر را بازی نکرد و کمتر کسی او را با فیلم آخرش می شناسد .
بعد از آن انبوه عکس ها ، پوستر ها ، TV Spot ها و تریلر ها بود که هر چند وقت یکبار سرازیر می شد و من هر روز منتظر بودم که عدد روی widget روز شمار ( که مخصوص این فیلم طراحی شده بود و روی دسکتاپ قرار داشت ) به صفر برسد . و همین بود که هر وقت دوستی می پرسید چقدر به اکران مانده مثلا می گفتم ۴۶ روز و این باعث تعجبش می شد !
نهایتا به ۱۸ ژولای ( تاریخی که شاید دیگر از یاد نبرم ) نزدیک شدیم و می شد نقدهای مربوط به فیلم را خواند . از حدود ۱۰۰ نقد فقط ۵ تای آنها مخالف فیلم بودند و می شد فهمید آن ۵ نقد منفی صرفا از این بابت نوشته شده اند که شاید نظر عده ای را به خود جلب کنند ( بالاخره وقتی ۹۵ درصد نقدها مثبت است ، همه به دنبال آن ۵ درصد می روند و البته کمتر کسی بهشان اهمیت می دهد ! ) همه چیز هیجان انگیز تر می شد . یک هفته مانده به اکران کلیپ هایی از فیلم پخش شدند که نشان می دادند نقد ها اشتباه نمی کنند . همه چیز کلیپ ها فوق العاده بود . منتقد ها دلایلی را بر می شمردند که این فیلم یکی از بهترین فیلم های سالهای اخیر است و نه صرفا یک بلاک باستر اقتباس از روی کامیک . کسانی که فیلم را دیده بودند شگفت زده از فیلمبرداری IMAX فیلم صحبت می کردند و هیث لجر را لایق اسکار می دانستند . حتی آن دسته از منتقدان که از Batman Begins خوششان نیامده بود به این فیلم A و B+ دادند .
بلیط های شب اول نمایش فیلم خیلی وقت پیش تمام شده بودند و خیلی ها منتظر بودند تا رکورد شکنی های دارک نایت در گیشه را ببینند . در سایت IMDb در برد مخصوص فیلم تاپیکی بود درباره ی اینکه فکر می کنید فیلم در لیست ۲۵۰ تا چندم شود ؟ اکثرا روی حول و حوش ۵۰ توافق کرده بودند و البته کسانی به شوخی می گفتند اول !
۱۶ جولای فرا رسید . اولین اکران رسمی فیلم . در استرالیا ، زادگاه هیث لجر که فیلم هم به همین دلیل در آنجا برای بار اول اکران شد . خبر خیلی خاصی روی نت منتشر نشد تا فردای آنروز که به IMDb سر زدم و در کمال شگفتی و ناباوری دیدم با نمره ۹.۷ جایگاه چهارم را به خود اختصاص داده ! و سر انجام به ۱۸ جولای رسیدیم . تاریخ اکران فیلم در آمریکا . در یک کلام فیلم کولاک کرد . رکورد فروش شب اول نمایش را شکست و توانست جایگاه سوم را از نظر تماشاگران و رای دهندگان IMDb کسب کند . خوشحال بودم از اینکه نهایتا به آنچه مستحقش بود رسیده . گذشت تا دیروز . روزی که در لیست عزیز فیلم اول شد ! در عرض ۳ روز طلسم ۵-۶ ساله ی پدرخوانده ی عظیم را شکست و در عمق ناباوری هرچه آرا بیشتر می شد ، جایگاهش محکمتر می شد . امروز هم رکورد فروش ۳ روزه ( یا اصطلاحا Weekend ) شکسته شد و با این وضع خیلی هم دور از نظر نیست اگر فروشی برابر Titanic برای این فیلم اتفاق بیفتند !
مهم نیست این لیست چقدر ارزش دارد . مهم نیست تا چند وقت دیگر Dark Knight بتواند آن بالا دوام بیاورد . همه می دانیم فروش زیاد ارزشی برای یک فیلم نمی آورد و فروش کم آنرا بی ارزش نمی کند . مهم این است که ارزش این همه انتظار را داشت …
پ.ن : در مقالات بعدی بیشتر به این فیلم می پردازم و حتما نقدی بعد از تماشایش خواهم نوشت