Archive for اکتبر, 2007

هالووین ، شبی که او به خانه برگشت

اکتبر 28, 2007

طرز وبلاگنویسیم اینگونه نیست که به یک مناسبت مطلبی بنویسم ، اما مخالفتی هم با این نوع مقاله نویسی ندارم . در هر صورت چند روز دیگه ۳۰ اکتبره . روزی یا بهتر بگم شبی که فرنگی ها (!) جشن هالووین را برگزار می کنند . به همین جهت تصمیم گرفتم سه مطلب بنویسم !

- بررسی فیلم Halloween 1978 که یکی از بهترین فیلم های ژانر وحشت به حساب میاد .
۲ – معرفی DVD فیلم Halloween 2007 که ۱۸ دسامبر به بازار میاد .
۳ – معرفی ۱۰ مدل فیلم مختلف برای ۱۰ سلیقه ی مختلف به جهت تماشا در این شب عزیز !

نقد و بررسی فیلم Halloween ( نسخه ی ۱۹۷۸ )

در ۱۹۷۸ ، جان کارپنتر که جوان گمنامی بود ، تصمیم گرفت یک فیلم ترسناک بسازد و با آن به شهرت برسد ! چون تا آن زمان فیلم قابل توجهی نساخته بود مجبور شد با بودجه ی اندک ۳۰۰.۰۰۰ دلاری فیلم خود را تولید کند . فیلم ساخته شد و مثل توپ ترکید و جان کارپنتر را به کارگردانی مطرح و پول ساز تبدیل کرد . تهیه کننده ی فیلم مصطفی عقاد بود و دونالد پلیسنس و جیمی لی کرتیس نقش های اصلی را ایفا می کردند .

داستان هالووین درباره ی فردی است به نام مایکل مایرز که در ۵-۶ سالگی خواهرش را می کشد و به بیمارستان روانی منتقل می شود . اما ۱۶ سال بعد فرار می کند و برمی گردد تا کشت و کشتار را ادامه دهد !

هالووین یکی از بهترین های ژانر وحشت و یکی از قابل توجه ترین تریلر های ساخته شده است که مهم بودن آن نه از جهت فروش بالا و ۸ دنباله ی بعدیش ، بلکه به علت کارگردانی قوی و داستان پرکشش آن است . این فیلم مهم است به این دلیل که فقط با ۳۰۰ هزار دلار ساخته شد ؛ اما در حد و اندازه ی فیلم های استاندارد بوده و هرگز یک B-Movie به حساب نیامد . هالووین قابل توجه است چرا که ژانر وحشت و قواعد آنرا به نحوی دگرگون کرد که تا به امروز فیلمی نتوانسته از تاثیر آن کم یا تحول بخصوص دیگری ایجاد کند !

اگر در Psycho مقدمات ساب ژانر اسلشر گفته شد و در Texas Chain Saw Massacre و Black Chrismas این ژانر ابداع گردید ، در Halloween دارای قاعده و اصول گشت و شناسنامه پیدا کرد .

وجود قاتل ماسک دار ، بدون دیالوگ و فنا ناپذیر (!) در یک سوی داستان و جوانان خوش گذرانی که به علت انجام کارهای ممنوعه باید مجازات ( کشته ) شوند در طرف دیگر مهم ترین تاثیری است که این فیلم بر روی ژانر وحشت گذاشت . در فیلم Scream ( که نقدش در همین وبلاگ موجود است ) به طور واضح به این تاثیرات اشاره می شود و کاراکتر های آن ، به این روش «هالووین» را ستایش می کنند !

از نظر فنی – تکنیکی نیز هالووین نمره ی قابل قبولی می گیرد ! موسیقی محشر جان کارپنتر تنها با چند نت ساده ی پیانو دلهره ایجاد می کند و برای ترساندن و شوک وارد کردن تنها به همان موسیقی ساده بسنده می کند . استادانه بودن فیلمبرداری ، در همان نمای آغازین مشخص می شود . پلانی ۵ دقیقه ای که در آن POV فردی را می بینیم که با چند حرکت معمولی متوجه می شویم قاتل است !

تدوین فیلم مدام تغییر حالت می دهد . یعنی ریتم فیلم ۱۰ دقیقه کند است و ناگهان تند می شود و این روند تا آخر فیلم ادامه یافته و موجبات ترس شما را فراهم می آورد ! این نوع تدوین امروزه یکی از رایج ترین روش های تدوین فیلم های ترسناک است و شاید بتوان گفت کل فیلم های این ژانر در دهه ی ۸۰ ( به جز چند استثنا ) به همین روش تدوین شده اند ! البته فیلم به علت بودجه ی پایین طراحی لباس ، طراحی صحنه و گریم فوق العاده ای ندارد اما به نسبت خوب عمل می کند . جالب است بدانید لباس بازیگران در فیلم مال خودشان بوده و در بخشی که تصویر درختان را می بینیم ، برگ موجود بر روی شاخه ها تکه های کاغذ است که تزیین شده اند !

هالووین یکی از فیلم هایی است که در بعضی لحظات آن می شود نشانه های هیچکاکی پیدا کرد ! فیلم را می شود Hitchcockian خواند هر چند جایی به وضوح به آن اشاره نشده و قصد مقایسه ای در کار نیست ، بلکه این فقط نظر شخصی نگارنده ( که از طرفداران این استاد بزرگ سینماست ) می باشد ! در آخر باید بگویم هالووین یکی از فیلم هایی است که حتما باید آنرا دید و اگر تا امروز نتوانسته اید آنرا ببینید عجله کنید ، چرا که از فیلم باارزشی محروم شده اید !

نمره من به فیلم : ۸/۱۰
لینک IMDb

معرفی DVD فیلم Halloween ( نسخه ی ۲۰۰۷ )

آگوست امسال نسخه ی بازسازی شده فیلم هالووین ( یعنی قسمت نهم مجموعه ) به کارگردانی راب زامبی اکران شد . فیلم به نسبت مورد توجه هوادارن قرار گرفت و چند هفته هم Box Office را در اختیار داشت . با بودجه ی ۱۵ میلیون دلاری ( که این روز ها متوسط رو به پایین به حساب می آید ) فروش خیلی خوبی کرد و قرار است ۱۸ دسامبر نسخه ی DVD آن به بازار بیاید . از همین حالا خیلی از طرفداران مشغو جمع کردن پول هایشان هستند تا بتوانند این نسخه را تهیه کنند !

مجله ی Fangoria ( که معتبرترین مجله ی مخصوص ژانر وحشت به حساب می آید ) DVD را اینگونه معرفی می کند :
- فیلم در هر دو نسخه ی درجه R ( نسخه ی اکران شده در سینما ) و Director’s Cut ( که ۱۱ دقیقه طولانی تر است ) عرضه می شود . ( احتمالا در دو نسخه ی جداگانه برای فروش بیشتر‌ )
- فیلم در هر دو قطع Fullscreen و Widescreen موجود می باشد که صدای هر دو نسخه دالبی ۵.۱ کاناله است .
- امکانات موجود در این نسخه ها ( که به صورت دو دیسکه ارائه می شوند ) عبارنتد از :

- صحبت های نویسنده/کارگردان ، راب زامبی بر روی فیلم
- ۱۷ صحنه حذف شده به همراه صحبت های راب زامبی
- پایان دیگرشکل
- مستند Re-Imagining HALLOWEEN
- ویدیو A Conversation With Rob Zombie
- ویدیو Meet the Cast
- ویدیو The Many Masks of Michael Myers
- تصاویر تست بازیگری Laurie Strode
- تصاویر انتخاب بازیگران
و …قیمت محصول ۳۰ دلار خواهد بود که باعث عصبانیت و اعتراض هواداران شده !

باید منتظر بود و دید فروش آن چگونه خواهد بود . چرا که در همان روز DVD فیلم The Simpsons Movie هم عرضه می شود که پرفروشترین فیلم امسال شد !

معرفی ۱۰ مدل فیلم مختلف برای ۱۰ سلیقه ی مختلف به جهت تماشا در شب هالووین !

۱ – اگر می خواهید لذت واقعی هالووین را تجربه کرده و مناسبترین فیلم این شب را ببینید ، تنها یک انتخاب دارید : Halloween 1974

۲ – اگر طرفدار فیلم های فانتزی هستید و می خواهید علاوه بر ترس کمی خنده را نیز تجربه کنید و خشونت کافی هم داشته باشید : The Evil DeadA Nightmare On Elm Street

۳ – اگر فقط به دنبال خشونت هستید و ترس را در خشونت تجربه می کنید و حوصله ی فیلم های قدیمی را ندارید : Hostel

۴ – اگر یک به مسائل روح علاقه مندید و به دنبال یک تجربه ی فوق العاده هیجان انگیز هستید : The Ring

۵ – اگر به دنبال یک فیلم کلاسیک هستید که علاوه بر ترس از هنر موجود در آن هم لذت ببرید : Psycho 1960

۶ – اگر طالب هیجان ( بخصوص از نوع لحظه ای ) بوده و دلتان می خواهد زهره تان آب برود ! حقیقتا یک فیلم مناسب شماست : The Descent

۷ – اگر دوست دارید فیلم با طرح معما شما را دیوانه کند و وحشت را در اوج هیجان و خون بیافریند : Saw

۸ – اگر یک فیلم ۹۰ دقیقه ای جمع و جور جوان پسند می خواهید که هم خشونت داشته باشد هم دلهره : The Texas Chainsaw Massacre 2003The Texas Chainsaw Massacre : The Beginning

۹ – اگر اهل تفکر هستید و از دیدن فیلم های گیشه ای خسته می شود و هیچ فیلمی ارضایتان نمی کند ( و حقیقتا ترس هنری را می خواهید ! ) : The Shining

۱۰ – اگر طرفدار فیلم های علمی تخیلی هستید : Alien

موارد ۴-۵-۷ و ۹ بهتر است با زیرنویس فارسی دیده شوند ! اگر همه ی فیلم ها را دیده اید ، مشکلی نیست ! دو راه دارید : یا دنباله هایشان را ببینید ( که چندان جالب نیست ! ) ، یا اینکه آنها را دوباره بینی کنید ( که جالب است !! ) . این هم از پست امروز ، امیدوارم هالووین خوبی داشته باشید !

پ.ن : شبی که او به خانه برگشت ( The Night He Came Home ) تگ لاین فیلم Halloween 74 است که عنوان این وبلاگ هم از آن الهام گرفته شده !

من زودیاک نیستم ، و اگر هم بودم به شما نمی گفتم …

اکتبر 18, 2007

دیوید فینچر بعد از تجربه ی متوسط Panic Room به سراغ معمای پیچیده ی قاتل زنجیره ای دهه ۷۰ـی رفت و حاصل کار فیلم Zodiac شد . زودیاک فیلمی است ۲ ساعته با ریتم کند ( اما نه خسته کننده ) و روایتی مستند گونه که مغر متفکر و دستان پرتوان فینچر آن را به زیباترین شکل به تصویر می کشد !

داستان فیلم از نگاه چند نفر بیان می شود که کاراکتر اصلی رابرت گری اسمیت روزنامه نگار ( با بازی Jake Gyllenhaal ) است که خود فیلم نیز بر اساس کتابی از همین شخص ساخته شده است . در حقیقت همه چیز زودیاک ( از زمان اتفاقات تا چیدمان وسایل و اشخاص و کاراکترها ) برگرفته از واقعیت است و دیوید فینچر به بهترین نحو ممکن ، سه دهه از آمریکای معاصر را به تصویر می کشد .

کاراکتر اصلی دیگر ، کارآگاه پلیس ، دیوید توسچی ( با بازی Mark Ruffalo ) است و در کنار فعالیت های داوطلبانه و کنجکاوانه ی گری اسمیت برای کشف معما ، شاهد انجام وظیفه ی این کاراکتر نیز هستیم و ارتباط این دو ، به خوبی از آب در آمده است .

زودیاک فیلمی است در ژانر های جنایی – تریلر – معمایی – درام که در همه ی آنها موفق عمل می کند . یکی از دلهره آورترین صحنه های فیلم ( که در سالهای اخیر نظیرش را به ندرت دیده ایم ) جایی است که گری اسمیت برای تحقیق نزد یکی از مظنونین پرونده می رود و اتفاقات بعدی رخ می دهد ! علاوه بر این ما شاهد زندگی خانوادگی ناموفق وی هستیم که مانند اکثر فیلم های فینچر ، خانواده محیطی بسیار سرد دارد و این شاید به عقاید فینچر بر می گردد که هنوز ازدواج نکرده .

اما فینچر در همین جا رهایمان نمی کند و افکار پریشان دیگرش را نیز با فیلم به ما دیکته می کند . افکار و عقاید هولناکی که خیلی بهترش را در هفت و فایت کلاب به ما گفته بود و با آنها مو را به تنمان سیخ کرده بود . البته شاید دلیل اینکه کوبندگی زودیاک همانند کارهای قبلیش نیست ، ریتم کند آن باشد اما نباید فراموش کنیم که در بین فیلم های امسال زودیاک یکی از مهم ترین آنها بود که در انبوه فیلم های گیشه ای باز هم توانست خودی نشان دهد ( هر چند نتوانست سود چندانی به دست بیاورد و بودجه ی ۷۰ میلیون دلاریش با زحمت به جیب تهیه کنندگان برگشت )

دیدن زودیاک به عنوان یکی از بهترین فیلم های امسال توصیه می شود اما اگر به امید دیدن «هفت»ـی جدید به تماشایش می نشینید ، اشتباه می کنید ! ولی ناراحت نباشید ، از اتاق وحشت بهتر است !

نمره ی من به فیلم : ۸/‍۱۰

افسانه ی مرد خفاشی – قسمت چهارم –

اکتبر 13, 2007

فیلم بعدی سال ۲۰۰۵ ( هشت سال پس از Batman & Robin ) اکران شد . تهیه کنندگان در این هشت سال داستان های زیادی را بررسی کردند و کارگردانهای مختلفی را زیر نظر گرفتند . از جمله آنها می توان به فیلمنامه ی بتمن و سوپرمن که قرار بود توسط برایان سینگر کارگردانی شود ، اشاره کرد . با این همه ، انتخاب نهایی ، کریستوفر نولان بود . کارگردان تحسین شده ی فیلم های Memento و Insomnia که تواناییش در جلب نظر منتقدان و گیشه پیش از این ثابت شده بود .

بتمن نولان تغییراتی اساسی در این مجموعه به وجود آورد . او همانند یک منجی ده برابر کاری را انجام داد که تیم برتون در سال ۸۹ برای کاراکتر بتمن کرد و مرتبه ی سینمایی آنرا افزایش داد . در این قسمت از مجموعه خبری از دشمنان ، سلاح ها و وسایل عجیب و غریب نبود و جزء به جزء صحنه را واقعیت تشکیل می داد !

کریستوفر نولان به طور کلی وجه فانتزی بتمن را حذف کرد و همین کار باعث شد شاهد یک فیلم عالی باشیم ! هر چند دو بتمن تیم برتون فیلمهای خوبی بودند ، اما شاهکار به حساب نمی آمدند . «Batman Begins» اما از این قاعده مستثنا بود و علاوه بر فروش بالای گیشه ، توانست نظر منتقدان و سایت های سینمایی را جلب کند . به طوری که هم اکنون در لیست ۲۵۰ فیلم برتر سایت IMDb قرار دارد .

بتمن آغاز می کند یک تریلر-اکشن خیلی خوب است . جلوه های ویژه ی فیلم بیشتر از اینکه کامپیوتری باشند ، سر صحنه ایجاد شده اند و به همین دلیل با یک اکشن قابل باور طرفیم . در این فیلم به وضوح گذشته ی بروس وین را می بینیم و تمامی مراحل بتمن شدنش را دنبال می کنیم ! همه چیز فیلم دلیل علمی ( لااقل در صورت قضیه ) و منطقی دارد و به همین دلیل دیگر خبری از طراحی های ضعیف و عجیب و غریب اکسسوار نیست . فضای فیلم تقریبا اکسپرسیونیستی است و گاتهام سیتی همان نیویورک است . بدون ذره ای تغییر ! و البته با توجه به حوادث ۱۱ سپتامبر و تاثیر آن بر سینما همین انتظار هم می رود !

بازی بازیگران از کریستین بیل ( بتمن ) جوان و خوش استعداد گرفته تا مورگان فریمن و مایکل کین پیر و با تجربه خوب است . گری الدمن مثل همیشه در قالب نقش فرو رفته و لیام نیسون ( همان شیندلر دوست داشتنی ) نقش خود را به زیبایی ایفا کرده است . شاید تنها بازی معمولی متعلق به کتی هولمز باشد .

موسیقی فیلم وظیفه ی پیش برد ریتم را به درستی انجام می دهد و فیلمبردار و تدوینگر در ایجاد صحنه های اکشن نهایت تلاش خود را کرده اند . فیلمبرداری این فیلم نامزد اسکار نیز بود ! لازم به ذکر است بگویم «بتمن آغاز می کند» دنباله ی هیچکدام از فیلم های قبلی نیست ، بلکه خود فصل جدیدی را در این مجموعه باز می کند . هم اکنون دنباله ی این فیلم ( یعنی «Dark Knight» یا «شوالیه ی تاریکی» ) توسط همین تیم ، منهای کتی هولمز در حال فیلمبرداری است و تاریخ اکرانش تابستان ۲۰۰۸ است .

هر چند تعداد قلیلی از طرفداران مجموعه ، به خاطر حذف شدن تم فانتزی به فیلم اعتراض داشتند اما اکثریت آنها به خاطر بازگرداندن کاراکتر محبوبشان ، از کریستوفر نولان ممنونند .

قسمت ۱۲۳

افسانه ی مرد خفاشی – قسمت سوم -

اکتبر 8, 2007

کمپانی وارنر براس برای قسمت بعدی ، تصمیم گرفت جوئل شوماخر را به عنوان کارگردان انتخاب کند . تیم برتون تهیه کننده فیلم شد ولی مایکل کیتون از ایفای نقش بتمن انصراف داد ، چرا که شرطش برای بازی ، کارگردانی برتون و دستمزد بیشتر بود . شوماخر به طور کلی بتمن را دگرگون کرد . حس و حال فانتزی گونه و فضای اکسپرسیونیستی دو فیلم قبلی تبدیل شد به فیلمی تهوع آور با فضای شلوغ پلوغ و نورپردازی های عجق وجق !

البته قصد و هدف شوماخر ( و تهیه کنندگان فیلم ) تغییر فضای بتمن بود . منتهی این تغییر وجهه ی بتمن را خراب کرد و بطور کلی سیمای قهرمان محبوب را نابود ساخت ! سال ۱۹۹۵ «Batman Forever» اکران شد . این بار بتمن ، وال کیلمر بود و نقش های فرعی را چهره های مشهوری چون تامی لی جونز – جیم کری – نیکول کیدمن و کریس ا دنل ایفا می کردند .

فیلم از جایی شروع می شود که بتمن لباس هایش را بر تن کرده ، سوار ماشین شده و به جنگ تبهکاران می رود . هر چقدر که آغاز Batman Returns به ما امید می داد که با فیلم خوبی طرفیم ، Batman Forever نا امیدمان می کرد . البته گفته می شود مسولین کمپانی برای اینکه فضای فیلم خانوادگی شود ، چندین صحنه از فیلم را حذف کرده و ۳۰ دقیقه ی اول آنرا بطور کلی کنار گذاشتند . به خاطر این کار باید به آنها آفرین گفت ، چرا که تحمل فیلمی دو ساعت و نیمه با این وضعیت ، کار بس دشواری می بود !

«بتمن برای همیشه» سعی می کند با نشان دادن صحنه های عظیم و پر زرق و برق ، جلوه های ویژه ی دیجیتالی اغراق شده ، فیلمبرداری کج و معوج ، نورپردازی رنگ وارنگ و … به ما بقبولاند فیلم خوبی است ! اما همه ی این عوامل که مثلا قرار هست به بزرگتر شدن فیلم کمک کند ، باعث نابودی آن می گردد .

گاتهام سیتی به بی ذوقترین شکل ممکن ۳ بعدی شده و اصرار بر نشان دادن مجسمه های بزرگ و بدقواره ضعف تکنیکی کار را پررنگ تر می کنند . طراحی بت موبیل هر چند به طراح هیولاهای فیلم «Alien» سپرده شده ، اما بسیار زشت و ناموزون است . دشمنان بتمن انسانهای خوش و خرمی هستند که انسان را به یاد دلقک های سیرک می اندازند ، تا دشمنانی مخوف !! جیم کری دقیقا خودش را از ماسک کپی پیست کرده و حیف از گریم جالب ( و سنگین ) تامی لی جونز که بر اثر بازی ضعیفش ، نادیده گرفته می شود .

فیلمنامه ی فیلم بسیار ضعیف کار شده و بنظر می رسد هیچ دکوپاژی صورت نگرفته ! پلان های فیلم هیچ چسبندگی ای ندارند و کارگردان هر صحنه را فقط با توجه به همان صحنه کارگردانی کرده ، نه کل فیلم ! در نهایت همه ی این عوامل دست در دست هم داده اند تا بتمن برای همیشه تبدیل به فیلمی ضعیف شود . اما اینها هیچ مهم نیست . مهم وجهه ی قهرمان بود که بر اثر ضعف کاری سازندگان ، خدشه دار شد .

با توجه به همه ی این ضعف ها ، فیلم فروش نسبتا خوبی کرد و بازی وال کیلمر ( که خیلی ها من جمله باب کین – خالق بتمن – معتقدند بهترین بتمن سینما بود ) سبب شد تا چند نقد خوب راجع به فیلم نوشته شود . اینگونه بود که پروژه ی ساخت یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینما کلید خورد ! بله ، پروژه ی ساخت «Batman & Robin» که در ۱۹۹۷ اکران شد .

اگر در فیلم قبلی هدف جذب خانواده ها بود ، این بار کودکان مد نظر بودند . بتمن و رابین کارتونی احمقانه است که توسط بودجه ای هنگفت و با همان حماقت ها تبدیل به فیلم شده . همه چیز این فیلم ضعیف است . از انتخاب بازیگران گرفته تا طراحی اکسسوار صحنه .

در اینجا جورج کلونی نقش بتمن را بازی می کند . جورج کلونی به خودی خود بازیگر خوبی است ، اما انتخاب او برای این نقش ، یک فاجعه به حساب می آید ؛ به طوری که خود او از این نقش متنفر است و از بابت بازی در این فیلم از طرفدارانش عذرخواهی کرده . کریس ا دنل که اینجا نقش پر رنگ تری دارد ، از فیلم قبلی بدتر بازی می کند . اما برسیم به دشمنان بتمن !

آرنولد شوارتزنگر در نقش مستر فریز ظاهر شد و مثل دیگران ، یک بازی ضعیف از خود ارائه داد . دشمن دیگر بتمن در این فیلم پویزن آیوی است با بازی اغراق آمیز اوما تورمن . هر چند اوما تورمن شانس آورد و تارانتینو با «Kill Bill» هایش او را به جایگاه مناسبی برگرداند ، اما همیشه که شانس سراغ آدم نمی آید ! و البته باید به Bane هم اشاره کنم که به خودی خود یک عامل ضعف به حساب می آید !

هر چند داستان های بتمن قسمت های فانتزی زیادی دارند اما بخش مهمی از ماجرا به شخص بروس وین و درگیریهای ذهنی و روحی اش بر می گردد . به اهداف او و ذهنیت ها و افکارش . اما اینجا شخصیت پردازی در حد صفر است و ذره ای استعداد در فیلم یافت نمی شود تا حداقل این دوگانگی کاراکتر را به تصویر بکشد ! نه اینکه خوب نشان دهد ، بلکه فقط به تصویر بکشد !

گنجاندن صحنه ای مثل موتورسواری بت گرل ، نمایش پخش شدن عطری که پویزن آیوی از آن برای فریب افراد استفاده می کند ، وجود پلیس های ابله ، و … همگی بی ذوقی سازندگان را نشان می دهد و زمان طولانی فیلم لحظه لحظه بر کسالت بار شدن آن می افزاید .

بیشتر از این حوصله ندارم که به ضعف های این فیلم بپردازم چرا که صحبت هایم همچون خود فیلم کسل کننده می شوند ! بتمن و رابین با بودجه ی هنگفت ۱۲۰ میلیون دلاری ساخته شد ولی فروش زیادی نکرد . تمامی نقد های فیلم منفی بودند . هواداران به ساخته شدن فیلم اعتراض داشتند و خلاصه به دلایل مختلف پروژه ی بعدی بتمن مدام به تعویق افتاد و پرونده اش برای هشت سال بسته شد تا مسولین وارنر فکری به حال قهرمان از دست رفته شان بکنند .

با همه ی این صحبت ها ، جوئل شوماخر به ما نشان داد که برای ساختن فیلم خوب نیازی به بودجه ی ۱۰۰ میلیون دلاری ، امکانات بالا و ستاره های فراوان نداریم ! بلکه تنها چیز مورد نیاز ذره ای استعداد است که می تواند کیفیت و فروش فیلم را تضمین کند . اما می رسیم به سال ۲۰۰۵ و قصه ی بتمن کریستوفر نولان !

ادامه دارد …

قسمت ۱۲۴

افسانه ی مرد خفاشی – قسمت دوم -

اکتبر 2, 2007

اگر تا ۱۹۸۹ بتمن در سینما دارای چند فیلم معمولی و صرفا گیشه ای بود ، از این زمان به بعد دچار تحول عظیمی شد و آنچنان هویتی پیدا کرد که اکثر افراد ( حتی سینما دوستان ) بتمن اولیه را نسخه ی ۱۹۸۹ می پندارند . «Batman» هشتاد و نه ، به لطف بازی های جذاب ، جلوه های ویژه ی قابل قبول ، فیلمنامه ی قوی و کارگردانی خیلی خوب توانست عنوان سودآورترین فیلم این مجموعه را به دست آورد ( این فیلم جزو ۱۰۰ فیلم سودآور تاریخ سینما نیز هست )

تیم برتون با ساخت این فیلم ، علاوه بر اعتبار بخشیدن به کاراکتر بتمن در سینما ، موقعیت کاری خود را پس از ساخت چند فیلم معمولی ارتقا داد . همانطور که اشاره شد ، علاوه بر کارگردانی خوب ، بازی های فیلم هم درخشان بودند . مایکل کیتون( در نقش بتمن ) و جک نیکلسون ( در نقش جوکر ) به خوبی ایفای نقش کردند و به جرات می گویم جک نیکلسون یکی از بهترین بازیهایش را در این فیلم ارائه داد . جلوه های ویژه راضی کننده بودند . هر چند بعلت کمبود بودجه در بعضی جاها ابتدایی می نمودند ، اما نکته مهم اینجا بود که با فانتزی فیلم جور در آمده و به زیبایی بصری آن افزوده بودند . فضای اکسپرسیونیستی و تیره تار فیلم ، نوآر های دهه های پیشین را به یاد می آورد و شخصیت پردازی کاراکترها به خوبی انجام پذیرفته بود . فانتزی فیلم مثل بتمن های قبلی بچه گانه و غیر قابل باور نبود اما همچنان ویژگی های خاص خودش را داشت !

و اما بتمن بعدی ! سال ۱۹۹۲ آقایان بتمن ساز دوباره دست به دست هم دادند و «Batman Returns» را ساختند . فیلمی که به نظر من در بین ۴ بتمن دهه ی ۹۰ بهترین است و به راحتی از قسمت اول پیشی می گیرد . اینجا هم مایکل کیتون در نقش بتمن ظاهر شد و میشل فایفر ، کریستوفر واکن و دنی دوویتو نقش های دیگر را بر عهده گرفتند . بودجه بیشتر از فیلم قبلی بود و فضای بیشتری برای جولان دادن داشت و تیم برتون هم از بودجه و امکانات ، نهایت استفاده را برد و اثری درخور توجه ساخت . جلوه های ویژه ی فیلم به روز شده بودند . کاراکتر ۱۰۰ ٪ فانتزی «پنگوئن» به فیلم اضافه شده بود . نورپردازی و فیلمبرداری بسیار بهتر بود و از همان آغاز به ما گفته می شد که با فیلم خوبی طرفیم .

گاتهام سیتی از همیشه فانتزی تر ( و زیباتر ) نشان داده شد و مایکل کیتون ، نقش بتمن را بهتر از قبل و با تجربه ی بیشتر از کار قبلی ایفا کرد . و در یک کلام ، تیم برتون به همه ی آنچه می خواست در این فیلم رسید !

با موفقیت قسمت دوم ، پروژه ساخت فیلم سوم آغاز شد .

ادامه دارد …

قسمت ۱۳۴